هر روز با کانون
جایی برای درد دلها و حرفهای خودمانی ام با اعضا و دوستداران کانون آینده نگری
قالب وبلاگ

       با وجود دورخیز چند ماهه و تلاش بی وقفه بچه ها برای برگزاری جشنواره دهمین سالگرد، متاسفانه بنا به دلیلی که در اطلاعیه زیر آمده، تیرمان به سنگ خورد:

اطلاعیة ستاد برگزاری جشنوارة دهمین سالگرد تأسیس کانون دربارة لغو این مراسم

       جشنواره دهمین سالروز تأسیس کانون آینده نگری ایران (NGO) که قرار بود یکشنبه آتی 12 بهمن در یکی از تالارهای اجتماعات در اهواز برگزار شود، به دلیل عدم پاسخگویی مدیریت تالار و نهاد متولی آن، و از دست رفتن زمان برای اطلاع رسانی و تدارکات، ملغی گردیده و به زمان مناسبتری که اعلام خواهد شد موکول گردید.

      بدین وسیله، ما اعضای ستاد برگزاری این گردهمایی، از کلیة عزیزان و اساتیدی که جهت سخنرانی در این برنامه، قول مساعد داده بودند، سپاسگزاری و قدردانی نموده، از آنان و اعضای کانون بخاطر لغو این برنامه عذرخواهی می­نماییم. علی الخصوص، لطف و محبت دو استاد برجسته، پرفسور امیدعلی کرم زاده (چهره ماندگار علمی کشور) و دکتر فرشید خدادادیان (مشاور دستیار ویژه رئیس جمهور و دانشمند و پژوهشگر برتر سال در حوزه فرهنگی - اجتماعی) را که سخنرانان اصلی این جشنواره بودند، ارج می­نهیم و برای آنان توفیق روزافزون در خدمات بیدریغشان به علم و فرهنگ استان و کشور را از خداوند منان خواهانیم.


 

      چند روزی را خانه نشین شده ام که دربارة راههای موثرتر فعالیت فکر کنم. این روزها به ویراستاری چند کتاب کانون و دیوان شعرم هم می پردازم. مجوز کتاب شعر هایکوی استاد حسین سخاوت -عضو کمیسیون ادبی کانون- هم صادر شده و به امید خدا قبل از عید چاپ می شود. خانم شکرخدایی -نمایندة کانون در تهران- تماس گرفته اند که اهوازند. همین روزها ایشان را می بینیم تا برنامه هایی بهتر برای کانون تهران بریزیم. به مجتبی گهستونی عزیز و دوست داشتنی هم که رییس شبکه ngoهای میراث فرهنگی استان شده، تبریک میگویم. خبر آنرا در اینجا و نیز: اینجا بخوانید.

 

[ پنجشنبه نهم بهمن 1393 ] [ 6:4 ] [ رامین ناصح ]

      جلسه دیروز در حضور اعضای خوب انجمن رهپویان مهر و مدارا، که از تشکلهای خوب و همفکر کانون هستند، تجربه شیرینی بود. هنوز درگیر گرفتن موافقت مدیریت تالار مهتاب جهت برگزاری جشنوازة کانون هستیم و اگر تا فردا مشخص نشود،‌ باید فکر دیگری کنیم.

      سایت کتابفروشی بزرگ محام لطف کرده و معرفی ای از بنده زده، در اینجا متوانید بخوانید. گزارش صحبتهایم در انجمن مهر و مدارا هم در اینجا آمده. همچنین سایت  اخبار کانون را در همانجا بخوانید. گزارش "بینا نیوز" از قول 6 روانشناس ارشد آینده نگر دربارة تاثیر مشاجرات والدین بر کودکان را هم در اینچا میتوانید ببینید.

[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ 19:32 ] [ رامین ناصح ]

       روز پرکاری در دفتر پژوهشها داشتیم. صبح آقای ایزدستا و خانم مهندس آقاجری آمدند. خانم آقاجری که از شاعران و ادیبان طراز اول استان هستند و از اعضای دیرینه کانون محسوب می شوند، مدیریت کمیسیون ادبی را که یک زمان از کمیسیونهای فعال و سرآمد کانون بود، بعهده گرفتند. و حتم دارم با مدیریت ایشان، این کمیسیون دوباره در اوج قله درخشش قرار بگیرد.

      عصر هم خانم مهدیه آمدند و ساعتها درباره کمیسیون پژوهشهای کودکان و فعالیتهای آینده آن بحث کردیم. بقیه روز را روی نشریه کار کردیم و 6 روانشناس ارشد آینده نگر هم به سوال نشریه با عنوان عواقب مشاجرات والدین بر روح و روان کودکان پاسخ داده اند که تولید علمی خوبی از آب درآمده و در اینجا میتوانید آنرا بخوانید.

      برنامه جشنواره 12 بهمن، مهمترین مشغله هفته آینده همه مان خواهد بود.

[ پنجشنبه دوم بهمن 1393 ] [ 23:59 ] [ رامین ناصح ]

      دیشب در محضر دکتر دشتی و دکتر اردکانی و عموی عزیزم محفلی از انس داشتیم. شعرهای جدیدم را برایشان خواندم و حمایتهایی هم برای کانون جلب کردم.

      عصر امروز دفتر بودم و با بچه های کمیسیون محیط زیست گپ و گفتی داشتیم. فردا صبح خانم مهندس آقاجری می آید برای انعقاد تفاهم نامه جهت بازگشایی کمیسیون ادبی. خانم بسیار فعال و علاقمندی هستند و با حضور ایشان آینده درخشانی برای کمیسیون ادبی پیش بینی می شود. یکی از کتابهایشان را در اینجا میتوانید ببینید.

      هر روز صبح دوندگی هایمان برای تأمین سالن جشنواره 12 بهمن ادامه دارد. امیدواریم تا پس فردا صبح اوکی شود.

[ چهارشنبه یکم بهمن 1393 ] [ 23:38 ] [ رامین ناصح ]

      جشنواره ده بهمن کانون، بنا به دلیل مشغول بودن تالار مورد نظر، از دهم به 12 بهمن (یکشنبه) موکول شد. حیف بود که برای روز جمعه نتوانستیم سالن بگیریم. جزئیات برنامه،‌ یکی دو روز آینده برای دوستان پیامک، و در همین وبلاگ هم اعلام خواهد شد.

      دیروز چشممان به جمال پدر که از سفر تهران می آمد روشن شد. در کنگره دندانپزشکی، با یک NGO بنام "کوتاه قامتان بلند همت" آشنا شده و ارتباط ما را با آنها برقرار نمودند؛ و احتمالا همکاریهایی با آن داشته باشیم.

      دیروز همچنین "نبی افشاری" از اعضای خوب کمیسیون محیط زیست کانون، در گردهمایی روز هوای پاک در جاده ساحلی، بنمایندگی از من سخنرانی داشتند. گزارشش را در «اینجا» بخوانید.

      صبح امروز، خانم مهدیه در کمیسیون پژوهشهای کودکان سخنرانی داشتند و استقبال بی سابقه بود. گزارش جلسه جمعه کودک آزاری -با سخنرانی خانمها حیاتی و کیانی- را هم سایت شوشان منتشر کرده. سایت زاگرسیان هم گزارشی از انتشار شماره 110 کانون زده.

      فردا کمیسیون محیط زیست، 4 تا 6 عصر در دفتر جلسه هم اندیشی دارد. به لطف و همت مادر عزیزم، دفتر پژوهشها را هم نونوار کردیم تا در شأن جلسات اساتید و پژوهشگران کانون باشد. آخر هفته احتمالا کارگاه "آیین سخنرانی" را برای دبیران کمیسیونها وسخنگویان و مبلغین کانون خواهیم داشت.

 

 

[ سه شنبه سی ام دی 1393 ] [ 19:24 ] [ رامین ناصح ]

      دیروز بعد از دو سه ماه، خانم معمارزاده را که در اینمدت مشغول درسهایشان بودند دیدیم و انرژی فوق العاده ای گرفتیم. مصاحبت با دوستان همفکر که عاشق فعالیت اجتماعی هستند همیشه باعث افزایش انگیزه و کارایی ام می شده. آقای ایزدستا هم همچنان در معاونت اجرایی می درخشد و بقیه دوستان کم کم خودشان را آماده می کنند برای برگزاری هرچه باشکوهتر جشنواره دهمین سالروز تاسیس کانون،‌ که تاکنون پرفسور کرم زاده، دکتر فرشید خدادادیان، خانمها معمارزاده و مهدیه، به عنوان سخنرانان آن تعیین شده اند. استاد ایوب بختیاری عزیز که از کارگردانهای بسیار موفق تئاتر و برنده چندین جایزه بین المللی است، بخش هنری همایش (موسیقی، تئاتر، نور و صدا و...) را بعهده گرفته اند. آنهم بی چشمداشت. این همایش ده بهمن (به احتمال قوی) و در محل تالار مهتاب تشکیل خواهد شد.

       دوستانی که میخواهند عزیزانشان را با کانون آشنا کنند، این بهترین فرصت است که آنها را به این جمع پرشور دعوت کنند.

[ دوشنبه بیست و نهم دی 1393 ] [ 2:26 ] [ رامین ناصح ]

       عصر امروز کارگاه "کودک آزاری" را با سخنرانی دو فعال آینده نگر، خانمها آذین حیاتی (محقق و مترجم آثار روانشناسی) و فریده کیانی (کارشناس ارشد روانشناسی کودک) داشتیم. نشست علمی بسیار جالبی بود و هر دو همکارمان مسلط و آکادمیک صحبت کردند. در همین جلسه تعدادی از کارشناسان و کارشناسان ارشد روانشناسی عضو شدند. همین روزها در واتساپ، گروه "همبستگی روانشناسان آینده نگر" را تشکیل میدهیم برای متشکل کردن این عزیزان و کارهای گسترده و اساسی، فعلا در محدوده استانمان، در زمینه تولید و توزیع دانش روانشناسی و آموزش آگاهیها و تعالیمی که می تواند در سلامت روان عده پرشماری از هموطنانمان، بویژه در مناطق محروم و حاشیه ای موثر باشد.

      در حاشیه جلسه، با سرکار خانم سحر منصوری هم جلسه ای داشتیم و ابراز آمادگی کردند جهت سخنرانی در نقاط مختلف شهر و استان بنمایندگی از کانون.

      اعضای تحصیلکرده دیگری که خواننده این مطلب هستند،‌ لطفا چنانچه داوطلب هستند که سفیر و سخنگوی کانون در مراکز مختلف باشند،‌ با من تماس بگیرند و موضوعاتی را که تسلط دارند، تعیین کنند. تا جدولی از کارشناسان کانون تهیه شود و برای تمام موسساتی که برای اعزام سخنران، از کانون دعوت می کنند، ارسال شود.

راه، سخت است، مگر یار شود لطف خدا

ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم...

 

[ جمعه بیست و ششم دی 1393 ] [ 19:58 ] [ رامین ناصح ]

      ظهر دیروز، به اتفاق مادر و خانم دکتر غریب زاده و خانم زیتونی، به دفتر موسسه خیریه حضرت جواد الائمه (ع) رفتیم و با حاج آقا سیف السادات که از خیرین بسیار پرکار هستند، دیدار کردیم تا از تجربیاتشان استفاده کنیم. بیشتر بحثها حول محور فعالیتهای کمیسیون امور خیریه، و نیز تأسیس بنیادی بنام "بنیاد نیکوکاری آرمین ناصح" از طرف خانواده ام بود.

      این روزها از فشار کار و از برخی اتفاقات، قدری دلگیر بودم. امروز در جلسه "کودک درون" که مدتهاست چهارشنبه ها در کانون برگزار می شود، شرکت کردم و آرامش زیادی گرفتم. به بچه های کانون توصیه می کنم این جلسات را که چهارشنبه ها 6 عصر برگزار میشود از دست ندهند.

      یک کارگردان تئاتر کودک آمدند و درباره برنامه ای که برای کودکان داشتند، توافقاتی شد. با خانم فریده کیانی -فوق لیسانس روانشناسی و عضو جدید کانون- هماهنگ کردیم که جمعه ساعت 4 عصر در کمیسیون آسیب شناسی اجتماعی کانون، پیرامون پدیده "کودک آزاری" سخنرانی داشته باشند.

       قدری هم روی کتابهای نیمه تمام کار کردم. بویژه کتاب "عرفان و خرد آینده نگر" مشتمل بر سخنرانی های پرفسور فرشاد در اهواز طی دهسال اخیر. + مصاحبه هایی که با ایشان داشته ایم.

      احتمالا از وسط هفته آینده، مسئول روابط عمومی جدیدی را معرفی میکنیم.

      از سخنرانهای جشنوارة 10 بهمن کانون، فعلا پرفسور کرم زاده، دکتر فرشید خدادادیان،‌ مریم معمارزاده و ندا مهدیه قطعی شده اند. بعلاوه برنامه های شاهنامه خوانی، شعر خوانی، موسیقی و تئاتر. در این باره بعدا بیشتر می نویسم.

[ پنجشنبه بیست و پنجم دی 1393 ] [ 1:32 ] [ رامین ناصح ]

خبرنامة آینده نگر در شمارة 110 خود نوشت: به مناسبت «هفتة پژوهش»، فراکسیون اساتید و پژوهشگران کانون آینده نگری ایران، با بررسی روزمة نویسندگان و پژوهشگران آینده نگر،‌ »دکتر فرشید خدادادیان» را به عنوان دانشمند و پژوهشگر برتر آینده نگر در حوزة مسائل فرهنگی و اجتماعی، برگزیده و معرفی نمود.

      دکتر خدادادیان، متولد 1350 در مسجدسلیمان، دکترای تاریخ و مدرس دانشگاه، دانش آموختة تاریخ اقوام از دانشگاه جرج میسون امریکا، نویسندة پنج کتاب و صدها مقاله در زمینة تاریخ و فرهنگ خوزستان و نفت، مشاور فرهنگی دستیار ویژة رئیس جمهور، مدیر ماهنامة «میراث پارس» و سایت «زاگرسیان» و عضو شورای کانون آینده نگری تهران می­باشد.

      خبرنامة آینده نگر به نوبة خود، زحمات و خدمات دکتر خدادادیان در عرصة آموزش، پژوهش، انتشارات، سخنرانی در کشورهای مختلف و فعالیت مدنی را ارج می­نهد و برای ایشان آرزوی توفیقات روزافزون دارد.

[ دوشنبه بیست و دوم دی 1393 ] [ 18:50 ] [ رامین ناصح ]
     

[ یکشنبه بیست و یکم دی 1393 ] [ 5:46 ] [ رامین ناصح ]

کار امروزمان کار کردن روی نشریه بود. که صبح فردا زیر چاپ می رود. شب در محضر پدر و مادر و کوشای عزیز اوقات خوشی داشتیم. مادر، ارتباط کانون را با یکی از مهد کودکها در باغ معین برقرار داشته اند تا جلساتی را از سوی کانون برای کودکان و نوجوانان در آنجا برگزار کنیم.

چقدر خوشبخته کسی که یه باندی داشته باشه که مادرش هم توش عضو باشه!!!

[ شنبه بیستم دی 1393 ] [ 2:2 ] [ رامین ناصح ]

      ایام پرکاری داشتیم. پریشب، استاد ایوب بختیاری کارگردان برجسته تئاتر و برنده چند جایزه بین المللی مهمان کانون بود. درباره برگزاری بهتر کنگره دهمین سال تاسیس کانون در 10 بهمن بحث و رایزنی کردیم و اداره بخشهای هنری کنگره، نظیر موسیقی و تئاتر را به ایشان سپردیم.

      دیروز صبح خانم سعیداوی -روانشناس آینده نگر- در کانون سخنرانی داشتند. استقبال بسیار عالی و مشارکت اعضا در بحثها بسیار خوب بود.

      در حاشیه جلسه،‌ با خانم اعتصامی،‌ مدیر مهد کودکی در پاداد جلسه ای داشتیم. و برای همکاری با کانون اعلام آمادگی کامل کردند. از جمله جلساتی هم با حضور کارشناسان کانون در این مرکز خواهیم داشت.

      خانم هدی رشیدی آمد. برنامه مفصلی درباره کودکان تدارک دیده بودند و من هم از جانب اعضای کانون اعلام همکاری کردم. استاد روشن از NGO زیست محیطی "رنگین کمان" آمدند و درباره امور مختلف، از جمله برگزاری همایش گرامیداشت روز هوای پاک بحث و تصمیم گیری شد.

      امروز صبح خانم زرگر از مسئولین مشاوره آموزش و پرورش آمدند. رایزنی هایی شد. بعد از ظهر هم کمیسیون محیط زیست در دفتر جلسه داشت. مدیریت آقای گهستونی بسیار عالی بود و من هم سخنرانی اختتامیه را بیان کردم. گزارش صحبتها در وبلاگ رسمی کانون خواهد آمد. عصر آقای سلامات از یک NGO دوازده قدمی آمدند و توافقهای زیادی شد برای همکاری در اهداف و برنامه های مشترک. که از جمعه شروع خواهد شد.

      در مواقع خستگی و استرس، نگاهمان به "او" ست...

سر ساقی سلامت...

[ چهارشنبه هفدهم دی 1393 ] [ 21:51 ] [ رامین ناصح ]

      کارهای مدیریتی و تشکیلاتی و برگزاری جلسات، ماههاست که تمام وقتم را به خود اختصاص داده و کمتر توانستم مقاله و مطلبی برای مطبوعات بنویسم. این روزها فراغتی حاصل شده که روی چند مقاله کار کنم. یکی از آنها مقاله ای درباره 17 دی (سالروز کشف حجاب) با عنوان "مدرنیته منهای آزادی؟!" است که در یکی از روزنامه ها چاپ خواهد شد. برای یکی از مجلات هم مطلبی در نقد و بررسی کتاب اخیر دکتر حبیب الله پیمان (عوامل تکوین و بازتولید استبداد در ایران) در دست نگارش دارم. که همزمان روی این دو کار میکنم.

      گروههای واتساپ به ساماندهی تشکیلات کانون کمک زیادی می کند؛ و هر چند کار مداوم با شبکه های مجازی مضرات و عوارض شخصی و اجتماعی هم دارد، اما احساس می کنم اگر درست استفاده شود، مزایای آن می چربد. نتیجه بیرونی و عینی این فعالیتهای مجازی، در کنگره دهمین سالگرد کانون در 10 بهمن نمایان خواهد شد.

       جلسات مهم این هفته، کمیسیون پژوهشهای نوجوانان (سه شنبه 10 صبح) در دفتر کانون است که به بحث جمعی بین پدر و مادرها و رد و بدل کردن تجربیاتشان اختصاص دارد. و دیگر، جلسه هماهنگی و مشورتی کمیسیون محیط زیست بمدیریت مجتبی گهستونی در منزل من؛ برای برنامه ریزی فعالیتهای آتی. احتمالا پنجشنبه هم جلسه شورای مرکزی را داشته باشیم بمنظور برنامه ریزی و تقسیم کار جهت برگزاری کنگره دهمین سالگرد.

[ یکشنبه چهاردهم دی 1393 ] [ 4:37 ] [ رامین ناصح ]

     جلسه دیروز صبح کمیسیون پژوهشهای کودکان با سخنرانی خانم مهدیه، با استقبال باورنکردنی مواجه شد. از اینکه می بینم مادران با چه امیدی در این نشستهای هفتگی شرکت می کنند، و از پیامکهایی که درباره تاثیر این جلسات بر رفتار خودشان و همسر و فرزندانشان می فرستند، نیروی مضاعف می گیریم.

      جلسات دیگر، به ویژه مبارزه با اعتیاد، خانواده های قربانی اعتیاد،‌ کودک درون و... همچنان براه است. فردا هم سمینار شناخت اعتیاد را با حضور خانم سحر منصوری -مدیر مرکز سلامت روان آوای زندگی و عضو کانون- و با پخش کلیپ و اسلاید خواهیم داشت.

      استاد فهیم بخشی که وبلاگ شاعران خراسان جنوبی را اداره می کنند، همیشه لطف داشته و شعرهای من را آنجا قرار میدهند. با اینکه اهوازی شده ام، اما شهر پدری ام بیرجند را هرگز فراموش نمی کنم و کماکان به آن عشق می ورزم. برای دیدن اشعار من در وبلاگ مزبور اینجا را کلیک فرمایید.

      بیانیه ای را هم که کانون‌ آینده نگری و 80 تشکل زیست محیطی دیگر در اعتراض به اجرای طرح گردشگری در جزیره آشوراده صادر کرده اند، در اینجا ببینید.

 

     

[ پنجشنبه یازدهم دی 1393 ] [ 5:1 ] [ رامین ناصح ]

داداش کوچولوی مرحومم (که این روزها در بهشت جشن دایی شدنش را می گیرد) قلم به دست بود و خیلی می نوشت. مرتبا با نوشتن خاطره و نیز نامه نوشتن برای اعضای خانواده و دوستانش، نظراتش را با آنها درمیان می گذاشت.

اخیرا دستخطی از او پیدا کردیم که نامه ای برای من است. من آنرا ندیده بودم و معلوم نیست در چند سالگی آنرا نوشته. عکس و متن نامه را اینجا می گذارم. یادش گرامی باد...

رامین! شما بعضی­ها را نصیحت می­کنید، ولی حرف شما را نمی­پذیرند. ناراحت نباش، شما بسیار آینده روشنی داری و خداوند شما را دارد امتحان می­کند. سعی کنید سرافراز بیرون بیایید. نماز بخوانید و به خدا نزدیک شوید. چون استحقاق آن را دارید؛ تا آنجا که می­توانید به مقامات بالای معنوی برسید. با خواندن و گوش دادن قرآن، زنگار دلتان را پاک کنید و به خداوند نزدیک شوید که بسیار برای شما سود و منفعت دارد...

 

[ یکشنبه هفتم دی 1393 ] [ 3:29 ] [ رامین ناصح ]

      کار روی نشریه و وبلاگها کار امروزمان بود. این چند روز به عشق نی نی خواهرم "کوشا"ی عزیز،‌ هر شب به منزلشان میرفتم. کم کم خودمان را برای همایش و کنگره بزرگ دهسالگی کانون، آماده می کنیم. تاریخش به 10 بهمن موکول شد و امیدواریم عقبتر نیفتد.

      این چند ماه در کل زندگی کاری ام، بلکه کل زندگی ام، شیرینترین و پردستاوردترین ماهها بودند. بسیاری از کمیسیونها را دوباره فعال کردم و به دست دوستان توانمند سپردم تا به سرمنزل مقصود برسند. آقای گهستونی در کمیسیون محیط زیست، خانم مهدیه در کمیسیون پژوهشهای کودکان،‌ مادرم خانم دکتر ناصح در کمیسیون امور خیریه و خانم مهندس آفاجری در کمیسیون ادبی،‌ و... قطعا خواهند درخشید و منتظریم خانم معمارزاده هم امتحاناتش تمام شود تا کمیسیون بهداشت و تغذیه را -که متخصصان بسیاری با تحصیلات مرتبط، در آن عضو شده اند- به پویایی و موفقیت برساند.

      این چند ماه علاوه بر همکاری کامل اعضای ارشد کانون و خانواده عزیزم، یکی از مسائلی که باعث ایجاد شور و نشاط زیادی برای تداوم فعالیتها در من شد،‌ تشویقها و دلگرمیهای یکی از دوستان قدیمی مادرم، که در جریان اتفاق تلخ ابتدای امسال (یاس پرپر)، با کانون آشنا شدند بود. خاله مینای عزیزم، با ایمان و مهری وصف ناپذیر که از معنویت ناب مورد اعتقاد ایشان سرچشمه می گیرد، هر روز محبت مسیحایی خود را در کامنتهای وبلاگ بر ما نثار می کنند و دعاهای ایشان و انرژی مثبتشان،‌ قطعا تاثیر بسزا در روحیه گرفتن من و بچه های دست اندرکار داشته است. دست بوس ایشان و همه خیرخواهان بشریت هستیم و امیدواریم لایق این نیکی ها و محبتهای خالص باشیم.

 

[ شنبه ششم دی 1393 ] [ 4:40 ] [ رامین ناصح ]

      روز زیبایی بود و با برگزاری مراسم رونمایی کتاب جدیدم درباره اعتیاد زیباتر شد. بعد از سخنرانی افتتاحیه من، خانم سحر منصوری و آقای مهندس بیات سخنرانی کردند و اعضای جدید زیادی گرفتیم. گزارش جلسه در وبلاگ کانون خواهد  آمد.       شب در خدمت پدر و مادر بودم. و ساعاتی است که روی کتاب "اندک اندک" کار میکنم. امیدوازم طی ماه جاری، چهار پنج کتابم از زیر ویراستاری بیرون بیایند و منتشر شوند.

[ جمعه پنجم دی 1393 ] [ 2:3 ] [ رامین ناصح ]

جلسه دیروز کمیسیون محیط زیست با حضور 20 تن از اعضا محشر بود. مجتبی گهستونی رییس جدید کمیسیون بحثهای علمی خوبی را مطرح کرد و اعضای تحصیلکرده یا علاقمند به محیط زیست، مشارکت خوبی در بحثها داشتند. این جلسه جنبه معارفه و بازگشایی کمیسیون را داشت و مقرر شد از جلسات بعدی کمیسیون (که چهارشنبه عصرها بصورت یکهفته درمیان برگزار می شود) وارد صحبتها و راهکارهای عملی بشویم.

شب در خدمت پدر و عموی گرامی بودیم و شعرهای جدیدمان را برای هم خواندیم وبه بحث گذاشتیم.

مراسم رونمایی کتابم "پنجه در پنجه عفریت اعتیاد"، عصر پنجشنبه ساعت5 در دفتر و با حضور خانمها هدی رشیدی و سحر منصوری و احتمالا آقای زسول پارسانژاد برگزار میشود. تشریف فرمایی دوستان خوشحالمان می کند.

[ سه شنبه دوم دی 1393 ] [ 12:2 ] [ رامین ناصح ]
منم آن قماربازی که بباخت هر چه بودنش

بنماند هیچش الا "هوس قمار دیگر!"...

[ شنبه بیست و نهم آذر 1393 ] [ 3:25 ] [ رامین ناصح ]
سلام و خوشآمد به آن مسافر نو رسیده

که صبح امروز (20 آذر) دقیقا در روز و ساعت تولد من؛ 

ققنوس وار از خاکستر "یاس پرپر" ما پر برآورد،

به جهان لبخند زد،

و آمد تا با دستان کوچک و مهربانش، اشکها را از گونه های همه ما پاک کند!

***

کوشای عزیز؛ به دنیای ما خوشآمدی

دایی ات، رامین!! 

 

 

****

 

ترجیع بندی برای کوشای عزیز. بر غزلی از مولانا (مصرعهای مشکی از من و مصرعهای قرمز از مولاناست)

در همه دیر و میکده، صوت هزار میرسد!

مست شدم که یار با چشم خمار میرسد!

بر دل تنگ خاندان، صبر و قرار میرسد!

آب زنید راه را ، هین !که نگار میرسد!

مژده دهید باغ را: بوی بهار میرسد!

خیز و "سه جام" دربکش شادی  " چار یار" را !

شکر ز " پنج تن" که داد این می خوشگوار را !

گو: "ره دوست باز کن!" لشکر دوستدار را

راه دهید یار را ، آن مه ده چهار را

کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد!

اهل زمین و قدسیان جمله ز شور در فغان!

آرزوی سعادتش زمزمه قلندران!

در بر یاس پرپرم، هلهله ای ست در جنان!

چاک شده ست آسمان! غلغله ایست در جهان!

عنبر و مشک میدمد، سنجق یار می رسد!

او که شکفته می شود، نکهت باغ میرسد!

نوگل راستین، بدین سبک و صیاغ میرسد!

درد فراق میرود، وقت فراغ میرسد!

رونق باغ میرسد، چشم و چراغ میرسد!

غم به کناره میرود، مه به کنار میرسد!

حق مددی! هو مددی! ذکر شبانه میرود!

ضامن آهو مددی! غم به کرانه میرود!

در همه شهر صیحه ی چنگ و چغانه میرود!

تیر روانه میرود،  سوی نشانه میرود

ما چه نشسته ایم پس؟ شه ز شکار می رسد!

زین سپس این شکسته دل، شرب مدام میکند!

ساقی ما سقایتش را به دوام میکند!

بین که عزای اربعین، عید صیام میکند!

باغ سلام می کند! سرو قیام میکند!

سبزه پیاده میرود، غنچه سوار میرسد!

لشکر غم ز شاهدان، خشم و عتاب میخورند!

باده ناب، زاهدان، زیر نقاب میخورند!

هرچه به شرع منع شد، مهر صواب میخورند!

خلوتیان آسمان تا چه شراب میخوزند!

روح، خراب و مست شد! عقل خمار میرسد!

قافیه مست میشود چون که رسد ز سوی ما!

وزن، ز دست میشود در گه گفتگوی ما!

شادی محض! کآمدی باز به جستجوی ما!

چون برسی به کوی ما، خامشی است خوی ما

زآنکه ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد!

حق مددی!... هو مددی...! ضامن آهو مددی...!

هو مددی!... حق مددی!... قادر مطلق مددی...!

[ پنجشنبه بیستم آذر 1393 ] [ 18:24 ] [ رامین ناصح ]
چند روزیست که تهرانم. بیشتر در منزل بودم تا خستگی کار مداوم این چند ماه را بدر کنم و البته روی غلط گیری و اصلاح کتاب حجیم "حدیث مهر و مدارا" کار کنم که خدا را شکر تمام شد. با مهندس صفری عزیز هم ساعات طولانی گفتگو برای بهبود کارها داشتیم.دیشب که قرار بود به اهواز برگردم ، به خاطر یک جلسه مهم ماندم و برگشتنم به سه شنبه آینده موکول شد. توفیق اجباری شد که به چند کار دیگر هم برسم. از جمله قرار با یک شرکت طراحی سایت، که برنامه ریخته ایم هزینه هایهزینه های سرسام آور چاپ را، با ایجاد یک سایت مجهز، بشدت پایین بیاوریم. جلسه هماهنگی شعبه تهران کانون هم همین روزها با حضور اعضای شاخص برگزار میشود.

با آقای ایزدستا مرتب در تماسیم و با شور و علاقه، دفتر اهواز را می چرخاند. در واتساپ یکماهی است که بسیار فعالیم و گروههای تخصصی زیادی تشکیل داده ایم که به رشد تشکیلات کانون بسیار کمک کرده اند. از جمله گروههای اساتید و پژوهشگران کانون، مادران آینده نگر (کودکان،) مادران آینده نگر (نوجوانان,) پدران آینده نگر، دختران آینده نگر، کمیسیون پژوهشهای زنان، کمیسیون امور خیریه و... همچنین در وایبر، گروه اعضای ارشد کانون را داریم.

راستی تالیف جدیدم، "پنجه در پنجه عفریت اعتیاد" از زیر چاپ درآمده و در دفتر اهواز موجود است. بچه ها میخواهند بعد از برگشتنم، مراسم رونمایی آنرا بگیرند. 

[ پنجشنبه بیستم آذر 1393 ] [ 4:23 ] [ رامین ناصح ]

      جلسه امروز با حضور چند تن از مدیران ارشد کانون (خانمها مهدیه، منصوری، حیاتی و آقای ایزدستا...) به خوبی و خوشی در دفتر پژوهشها برگزار شد و موضوعات مختلفی را به بحث گذاشتیم. جشن بزرگ دهمین سالگرد تاسیس کانون، پس از گذران محرم و صفر و در تاریخ جمعه 5 ذیماه قطعی شد. در روزهای آتی درباره آن بیشتر می نویسم. در این جلسه، خانم مهدیه را که انصافا یکی از چند نفر بهترینهای کانون هستند، به عنوان دبیر کمیسیون پژوهشهای کودکان معرفی کردم و حتم دارم با دانش و تجربه و انگیزه خدمت که در ایشان می بینیم، این شاخه، از اینهم که هست پویا تر و موفق تر شود. خلاصه خودمان را برای یک جهش دیگر در یک ماه آینده آماده می کنیم. و به احتمال قوی، جشن دیگری را هم در تهران و با حضور چهره های شاخص کشوری می گیریم.

بگذرد هر چه به من، مست و ملنگم، که خدای

از مِیِ عشق سرشته ست مرا ذات و خمیر...

سر ساقی سلامت...

[ شنبه هشتم آذر 1393 ] [ 5:12 ] [ رامین ناصح ]

       امروز مراسم پرشوری را برای شادروان مرتضی پاشایی گرفتیم. سخنرانی افتتاحیه با خانم حیاتی بود و بعد از اعلام یک دقیقه سکوت، سخنرانی مسلطی کردند. رضا کیانی هنرمند و پژوهشگر فلسفة هنر هم بیاناتی بسیار شیوا ارائه دادند و با بحث جمعی حدود 2 ساعت و نیم ادامه داشت و از هر دری سخنی گفته شد. متقاضیان عضویتی هم داشتیم. گزارش تفصیلی جلسه فردا منتشر می شود.

      خبر مهم اینکه پس از انتقال خانم صفاری به همدان، یک مدیر روابط عمومی فعال و تمام وقت برای کانون لازم بود، که از بین 20 داوطلب، خانم مهندس ریحانه گلجویی (کارشناس ارشد مدیریت صنعتی) به این سمت انتخاب شد. و از شنبه کارشان را شروع می کنند.

      به احتمال قوی، از پنجشنبه آینده، جلسات هفتگی کمیسیون زنان دوباره از سر گرفته می شود. برای کمیسیون محیط زیست اخیرا  20 نفر دیگر ثبت نام کرده اند که اکثرا مهندس محیط زیست هستند و قرار است مدیریت این کمیسیون را به یکی از اعضای بسیار توانمند بسپاریم. که پس از توافق و قطعی شدن،‌ نامش را اعلام میکنم.

      خانم مهندس آقاجری هم به احتمال قوی،‌ از هفته آتی جلسات کمیسیون ادبی را اداره خواهند کرد.

[ جمعه سی ام آبان 1393 ] [ 3:35 ] [ رامین ناصح ]

      جلسه دیروز صبح هم که "پرورش فرزند موفق" نام داشت و به همت بچه های کمیسیون پژوهشهای نوجوانان تشکیل شده بود، خوشبختانه با استقبال وسیع پدر و مادرها برگزار شد. گزارشش در اینجا و اینجا و همچنین اینجا منتشر شده. فردا عصر ساعت 6 هم نشست بزرگداشت مرتضی پاشایی در دفتر کانون برقرار است و آقای رضا کیانی از هنرمندان برجسته استان و پژوهشگر فلسفه هنر، سخنرانی می کند. امید که برنامه ها مورد رضایت دوستان باشد.

[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 23:34 ] [ رامین ناصح ]

       امروز جلسه کمیسیون امور خیریه واقعا عالی و دلچسب و با استقبال وسیع اعضای کمیسیون برگزار شد. گزارشش را در اینجا بخوانید. از مادر عزیزم برای مدیریت این کمیسیون و همه زحمتهایش متشکرم. شب, آهنگهای مرحوم پاشایی را گذاشته بودند. مادرم به یاد آرمین نازنین سخت گریست... خدا به همه ما صبر دهد.

گر مرا با هزار درد برنجانند...

هیچ, جز "قوی تر" نشوم... (شمس تبریزی)


[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ 1:51 ] [ رامین ناصح ]
این روزها برنامه جلسات خصوصی و عمومی خیلی فشرده است و طبعا وبلاگهای کانون بیشتر بروز می شود و نشریه هم زود به زود درمی آید. خانم مهدیه همچنان در جلسات روانشناسی کودک می درخشد و تولیدات علمی خوبی از سخنرانی های ایشان در می آید. جلسه عمومی کمیسیون امور خیریه هم این جمعه ساعت 5 در دفتر مرکزی کانون برگزار خواهد شد و شرکت برای عموم علاقمندان فعالیتهای خیریه آزاد است. جلسات مجازی در وایبر و واتساپ هم زیاد شده. و پشیمانم که چرا زودتر از اینها, از این تکنولوژی ها برای پیشبرد اهداف کانون استفاده نمی کردیم.
در فکر احداث یک وبسایت بسیار قوی هستیم. بزودی در سفرم به تهران, اینکار را پی میگیریم.
از دفتر دکتر الهی قمشه ای تماس گرفتند و از نشریات و کارهای بچه ها خیلی تمجید کردند. درباره امکان دعوت استاد به اهواز و برگزاری همایش پرسیدم. گفتند که ایشان فعلا مشغول کتابهایشان هستند و کمتر سخنرانی میکنند. اما امکان دارد این مورد را قبول کنند. بهرحال مادرم قرار است در سفر به تهران, ایشان را ببیند و نظر موافقشان را جلب کند.

[ چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393 ] [ 13:33 ] [ رامین ناصح ]
دیروز سر مزار برادر فقیدم  رفتیم. دیروز اتفاقاتی هم افتاد که بدترین و ناخوشایندترین روز امسالم بود. اما خوشبختانه امروز با دیدار اعضای کانون آرام و امیدوار شدم. ان شاء الله پیشبرد برنامه ها مثل چند ماه قبل امید آفرین خواهد بود. جمعه را در منزل مشغول برخی کارهای عقب مانده بویژه کتابهای کانون خواهم بود. یکی از آنها (پنجه در پنجه عفریت اعتیاد) به زیر چاپ رفته و تا یکهفته دیگر آماده است. دفتر دوم دیوان شعر را با مشورت دوستان، به یکی از ناشران که در زمینه شعر کلاسیک سرمایه گذاری می کند بدهم. فردا جلسه عمومی کمیسیون امور خیریه،‌به عللی به تعویق افتاد و اطلاع رسانی خواهد شد.

[ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 ] [ 21:9 ] [ رامین ناصح ]

      جمعه عصر جلسه ای  عالی در منزل مادر با اعضای کمیسیون امور خیریه داشتیم. صحبتها به سمت و سوی خوبی رفت و قرار شد جمعه این هفته 5 عصر، جلسه عمومی این کمیسیون را در دفتر کانون بگیریم.

     کتاب "پنجه در پنجه عفریت اعتیاد" امروز زیر چاپ رفت. با خانم منصوری گفتگویی حضوری برای راه اندازی جلسات کانون در دفتر ایشان (پردیس) داشتیم. فکر خوبی است برگزاری جلسات همزمان، در نقاط مختلف شهر. جلسات پردیس عمدتا با موضوع روانشناسی خواهد بود و خود خانم منصوری و -به صلاحدید ایشان- سایر اساتید در آنها سخنرانی میکنند. از آرزوهایم، گسترش فعالیتهای آموزشی بویژه روانشناسی در جنوب شهر بود. امید که نتیجه خوبی بدهد...

      ایام عاشورا و تاسوعا فرصتی است برای ادامه نگارش کتاب تاریخ اسلام.

[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 6:5 ] [ رامین ناصح ]

      امروز را مشغول جلسه کمیسیون زنان و کارهای جانبی آن بودیم. همه چیز خوب پیش می رود و جمعمان خیلی منسجم تر و کاراتر شده. فردا هم اعضای کمیسیون امور خیریه با مادرم که مسئول این شاخه کانون است جلسه دارند تا برای برنامه های خیریه برنامه ریزی دقیقتری بکنند.

      به بچه های کانون که نگاه می کنم انگیزه ام برای زندگی بیشتر می شود. بعضی از آنها مشکلات و گرفتاری های زیادی در زندگی شان دارند. اما با این وجود بخشی از وقتشان را مصروف کارهای عام المنفعه و بدون سود مادی می کنند، و بعضی از آنها آنقدر فعال و باانگیزه هستند که من به آنها غبطه می خورم. خدا را شکر برای وجود این جمع و آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه بچه ها دارم.

[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 0:57 ] [ رامین ناصح ]
فعالیتهای این چند روز بطرز فجیعی موفقیت آمبز بود.  اندک اندک کانون دارد جای خود را بین اقشار و صنوف مختلف باز میکند. این روزها چند پزشک عمومی و یک پزشک متخصص بسهوشی هم عضو شدند. که از علم آنها برای پیشبرد اهداف فرهنگی و آموزشی کانون کمک خواهیم گرفت.فردا پنجشنبه 5 عصر هم گردهمایی زنان با سخنرانی خانمها معمارزاده، رشیدی و منصوری را داریم. جمعه هم جلسه مشورتی کمیسیون امور خیریه است. نشریه 108 با کیفیت و کمیت عالی چاپ شد. اگر ساعاتی در روز بیکار باشم، روی کتابهایم کار میکنم.

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 1:41 ] [ رامین ناصح ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

رامین ناصح متولد 20 آذر 1360 در تهران، پیش دبستانی ام را در سان فرانسیسکو امریکا، دبستان را در مدرسه های نجات اللهی و اروند اهواز، راهنمایی و دبیرستان را در مدرسۀ تیزهوشان اهواز، پیش دانشگاهی را در رشتۀ ریاضی - فیزیک در مدرسۀ علم آموزان و تحصیلات عالیه را در رشتۀ مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور اهواز گذراندم.
زندگی پرماجرایی داشتم... در دورۀ دانشجویی، فعالیت سیاسی داشتم و کم سن ترین عضو شورای مرکزی "جبهۀ ملی ایران" در طول 60 و اندی سال حیات این سازمان بودم. و نمایندۀ آن در خوزستان. اما در سال 83 به علت اصالت دادن به کارهای فرهنگی، از این تشکل استعفا دادم و در مواجهه با آذرخش کج بازی های سیاسی عده ای دموکرات نما، عطای فعالیت حزبی را به لقای آن بخشیدم... در حال حاضر مدیر کانون آینده نگری ایران هستم. به برنامه نویسی ویژوال بیسیک و فعالیت مدنی، پژوهش و نویسندگی در رشته‌های مختلف علوم انسانی علاقمندم و حاصل کارم در 16 سال اخیر، کتابهای «دغدغه‌‌های انسان آینده نگر» (در 3 جلد)، «بزم عارفان»، «در حریم عشق»، «مهار اعتیاد نیازمند عزم ملی است!»، «دیوان شعر»، «دفتر رباعیات», «مسلمانی ز سر گیریم!», «پیِشرفت و توسعه بر بنیاد هویت انسانی»، «آینده نگری برای دیار کارون» و 80 کتابچه یا رساله, و حدود 3000 مقاله و یادداشت و مصاحبه است. کتابهای در دست چاپم «حدیث مهر و مدارا»، «اندک اندک»، «عرفان و خرد آینده نگر»، «پرتویی از خورشید طالقان»، «رزم عارفان»، و دفتر دوم «دیوان شعر» هستند. همچنین مدیریت نشریه «آینده نگر» و چند نشریه سازمانی دیگر را بعهده دارم.
اکنون فعال سیاسی حرفه ای نیستم. اما در بُعد فکری، به "سوسیال دموکراسی" و "عرفان" علاقه دارم. و هر کسی گفته میان این دو, تعارض هست, برای خودش گفته! ... خارج از شوخی، بسیار نوشته هایم دربارۀ تجمیع پیوند میان این دو بال عروج انسانی، و تضمین گر "رفاه مادی" و "تعالی معنوی" انسانهاست.
خانه اول و آخرم، «کانون آینده نگری ایران» (موسسه علمی - فرهنگی - هنری- ورزشی و خیریه) است که با جان و دل برای تحقق اهداف آن که عبارت است از 1. کاستن از دردها و رنجهای جسمی انسانها، 2. کاستن از رنجها و آلام روحی انسانها و 3. کمک به همنوعان برای کسب تجربیات معنوی، می‌کوشم و از همه دلسوزان بشریت می‌خواهم که در این مسیر، به هر نحو ممکن ما را یاری دهند.
این وبلاگ را زدم برای نزدیکی و همگرایی و کسب خبر فعالان آینده نگر سراسر کشور و جهان از یکدیگر. و همچنین حرکتی است ذوقی و غیر رسمی برای آشنایی عموم با اهداف و فعالیتهای کانون.
مقالات و مصاحبه های من را در پایگاه زیر میتوانید بخوانید:
www.ifa.blogfa.com
ضمنا میتوانید مرا در فیس بوک با نام خودم Ramin Naseh پیدا کنید. و همچنین برای «عضویت» در کانون، کافی است در همین وبلاگ کامنت بگذارید تا با شما تماس گرفته شود.
امکانات وب